سایت حقوقی،پایگاه خبری دیده بان هشتم

پایگاه خبری دیده بان هشتم سایت حقوقی و ارایه دهنده تمامی اخبار حقوقی در دنیای وب می باشد

سایت حقوقی

جمعه, 01 شهریور 1398-

لبه ی تیز حق و باطل در پرونده ی محمد ثلاث

بسم الله الرحمن الرحیم 
عنوان: لبه ی تیز حق و باطل در پرونده ی محمد ثلاث 

سایت حقوقیدیده بان هشتم : جدال حق و باطل:

جدال حق و باطل جدالی است همیشگی،جدالی است که در نهایت ، حقیقت پیروز میدان خواهدبود، اما علت این سر و راز نهان یکه بودن حق و چندین بودنِ باطل است که در قاموس خلقت نهادینه شده است. 
در این جدال افرادی جانبِ باطل و افرادی جانبِ حق را گرفته و به نقش پردازی در این دو عرصه مشغول میشوند. 
جدالی که در آخر حقیقت گرایان و حقیقت خواهان پیروز میدانش خواهند بود. 
پرونده ی آقای ثلاث از این اصل مبرا نبوده و در این چها ر چوبه ی حق و باطل قرار میگیرد. 

مشروعیت قوانین و رابطه اش با حق و حقیقت: 

قوانین میبایست دارای مشروعیت باشند،یعنی از منبعی اصیل و پایدار صادر شده باشد، از منبعی صادر نشده باشد که علاوه بر نداشتن اشراف بر تمامیه ابعاد آدمی، اشرافی بر ساحت های زندگی آدمی نداشته باشد. 
بسیار بدیهی است شارع و مقنن میبایست بر تمام ساحت های انسان در حد اعلی خودش همچنین بر تمام ساحت های حیات و هستی در حد اعلی خودش اشراف داشته و محاطِ بر این دو مولفه باشد.نه اینکه مقنن احاطه شده ی این دو مولفه باشد.بنابراین اگر مقنن را مقدمه ی قانون از جهت فاعلیت آن بدانیم وضعیت فکری و احاطه ی او بر هستی و حیات آدمی بر قانون که ذی المقدمه باشد کاملا موثر بوده و نتیجه ای با رابطه ای مستقیم را میتواند به بار اورد. 
اما رکن های بعدی این است که این قانون میبایست بتواند حقیقتی اصیل و متقن و پایدار را در بر داشته باشد و سعادت روحی و مادی انسانرا که دو بعد فراگیر ادمی است را در بر داشته باشد. 
چه اینکه قوانینی زیادی وضع شدند اما انساهای زیادی را هم به انحطاط کشاندند ، قوانینی که به مجرمین قاتل حق زیستن داد بعدها جامعه ی وسیعی از قاتلان را رها شده در دل جامعه رقم زد که فجایع زیادی را به بار اورد ، البته این وقایع بعد ها موجب بازخوانی قوانین در این بخش شد. 
قوانینی که ادمی را از حقیقت روحی و اصیل خود دورساخت و تئوری های مادیگرایی را در آنها نهادینه ساخت، قوانین لیبرالیسمی که افرادی بسیار را با اراده و بی اراده لیبرالیست بار آورد. 
و اینها تماما بعدی از ابعاد تجدد است که فجایعی بیشمار را بر انسان ها تحمیل کرد.حال باید به آن دسته از طرفداران تجدد که بنیاد های تجدد گرایانه ی لیبرالیسمی را در حقوق و قوانین نهادینه میکنند گفت شما را چه به حق و حقیقت؟ شما اگر دشمن حقیقت نباشید، به قطع قاتلِ ذهن های حقیقت طلب هستید!.

کسانی که از قات لی چون ثلاث دفاع کردند، از قتل و فساد دفاع کرده اند.چه بر سر ادمی آمده است؟ آدمی به بهای شهرت و مادیات که همه اش مولفه های تجدد و لیبرالیسم است دست به چه کارها که نمیزند!!! 
آنان که از اجرای قوانین اصیلِ یک مکتبی چون اسلام جلوگیری میکنند، در واقع با حقیقت و با مکتب اسلام و در نهایت با خدای حکیم سرجدال دارند. در واقع مولفه هایی غیرالهی را در برابر مولفه هایی الهی میگذارند و از اوامر الهی جلوگیری میکنند. 
مکتبی که قوانینش از خداوند حکیم که محاط بر انسان و ساحت های حیات اوست صادر شده، و بخاطر عدم نیازش ، طمع و سوء نیتی در قوانینش راه نداشته و ندارد. 

مولفه های قاتل و مفسد فی الارض و اوامر و نهایی مربوط به آن : 

ق تل در اصطلاح به عملی گفته می‌شود که ادامه‌ی زندگی و حیات را از انسان گرفته و بهمرگ شخص منجر شود . 
چنین تعریفی دقیقا بر عملکرد محمدثلاث قابل صدق است ، اما میبینیم وکلای نابخرد ایشان از باطل دفاع کرده و با حکم ال هی که مصداقِ ایه های ذیل میباشد مخالفت کرده اند 
1) وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (نساء / ﴿ ۹۲  )

و هيچ مؤمنى را نسزد كه مؤمنى را جز به اشتباه بكشد و هر كس مؤمنى را به اشتباه كشت بايد بنده مؤمنى را آزاد و به خانواده او خونبها پرداخت كند مگر اينكه آنان گذشت كنند و اگر [مقتول] از گروهى است كه دشمنان شمايند و [خود] وى مؤمن است [قاتل] بايد بنده مؤمنى را آزاد كند [و پرداخت‏ خونبها لازم نيست] و اگر [مقتول] از گروهى است كه ميان شما و ميان آنان پيمانى است بايد به خانواده وى خونبها پرداخت نمايد و بنده مؤمنى را آزاد كند و هر كس [بنده] نيافت بايد دو ماه پياپى به عنوان توبه‏ اى از جانب خدا روزه بدارد و خدا همواره داناى سنجيده‏ كار است 
2) وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ  (بقره/ ﴿ ۱۷۹  )

و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد 

3) مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ( مائده/ ﴿ ۳۲  )

از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏ روى مى كنند 

ادمی را باید آگاهی و خردی باشد که اگر بر اساس مادیات و شهرت و هر مولفه ی دیگر ِ غیر الهی ، مولفه های راستین و اصیل و عقلانی دین را کنار نهد و در برابر این مولفه ها ی نوبنیاد موضع گیری کن د بداند جایگاهش همانند مشرکان و منکران دین خواهد بود. 
همان هایی که از جرم و فساد تبعیت کرده و از آن دفاع میکنند، همان هایی که تفکر راستین انسانی را به تفکری غیر انسانی تشبیه کرده و اسم آن را انسانی میگذرند. 
بدانند که در آخر دیر یا زود عدالت فریا دش را بر سرشان فرود خواهد آورد و اساس تفکر پوچ و لیبرالیسمیِ ایشان را به خاک کشیده و از فساد و تباهی آنان هیزم هایی از جنس اعمالشان محیا ساخته و آنان را در آن جایگاهی ابدی خواهد بخشید. 
آنان فعلشان تباه باشد چه اینکه از اساسی بی بنیاد و سستی مانند بی عدالتی بنا گذشته شده است. 
آنان مصداق آیات زیر خواهند بود که با خدا و رسولش آگانه و مقصرانه مخالفت ورزیدند و احکام خدا را گاه به ناحق تشبیه کردند و حق جا زدند: 

1) وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدی وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبِیلِ الْمُؤْمِنِینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلّی وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً  ((نساء «115» ))

و هرکس پس از آنکه هدایت برایش آشکار شد با پیامبر مخالفت کند و راهی جز راه مؤمنان را پیروی کند،او را بدان سوی که روی کرده بگردانیم و او را به دوزخ افکنیم که سرانجام بدی است.

2) ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِقِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ((انفال/ ﴿۱۳  ))

اين [كيفر] بدان سبب است كه آنان با خدا و پيامبر او به مخالفت برخاستند و هر كس با خدا و پيامبر او به مخالفت برخيزد قطعا خدا سخت‏ كيفر است 

3) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (( الممتحنه/ ﴿ ۱  ))

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از مكه] بيرون مى كنند كه [چرا] به خدا پروردگارتان ايمان آورده‏ ايد اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمده‏ ايد [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى ‏كنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم و هر كس از شما چنين كند قطعا از راه درست منحرف گرديده است

در پرونده ی ثلاث ایشان به طرز وحشتناک و به رسم شیطانی ، شهید قلمداد شده و مظلوم نمایشش دادند. درحالی که میدانستیم او قاتلی است که برایش احکام خدارا تفسیر به رای میکنند و قو انین را برای او مصادره به مطلوب میکنند. 

تقابل مولفه های الهی و غیر الهی در پرونده ی ثلاث 

نقد دادخواست اعاده دادرسی ثلاث: 
شاید بتوان دادخواست اعاده دادرسی محمد ثلاث را نمونه ای اتم از ا یرادات وکلای ایشان به حکم قطعی دادگاه و این پرونده دانست، لکن با نقد آن در این مورد به خوبی حقیقت برون خواهد آمد و حق شروع به شکفتن خواهد کرد.و نسیم عدالت شروع به وزیدن خواهد نمود. 
این دادخواست بر اصول و چهارچوبه های چندگانه ای استوار شده است این اصول عبارتند از: 
1.اصل برائت 
ایشان میگویند بنابر اصل برائتِ موجود ، در ماده 4 ایین دادرسی کیفری ، هرگونه اقدام محدود کننده ، سالب آزادی و ورود به حریم خصوصی اشخاص جز به حکم قانون و با رعایت مقررات و تحت نظارت مقام قضایی مجاز نیست و در هر صورت این اقدامات نباید به گونه ای اعمال شود که به کرامت و حیثی اشخاص آسیب وارد کند. 
اما این ماده ی قانونی در این مورد بلا محل است، چه اینکه این قانون زمانی میتواند کارا باشد که پیش از احراز جرم، و کشف جرم، جرم نزد دادستانی یا مامورین ذی صلاح مکشوف ، مشهود و محرز نبوده باشد،لکن زمانی که مجرم نزد مامورین ذی صلاح اقدام ب ه فعل مجرمانه دست میزند، و مرتکب جرم در منظر مامور قانون میشود آن جرم از جمله جرائم مشهود قلمداد شده و خود مامورین میتوانند شاهد بر این قضیه نیز قرارگیرند. 
ماده 45 آیین دادرسی کیفری اشعار میدارد: جرم در موارد زیر مشهود است ، الف) در مرئی و منظر ظابطان دادگستری واقع شود، یا ماموران یاد شده بلا فاصله در محل جرم حضور یابند و یا اثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده کنند. 
در نتیجه این اصل نمیتواند در این مورد کارا باشد،چه اینکه جرم نزد مامور قانون و ظابط دادگستری مشهود و معلوم بوده است.و شهادت دو مامور نیروی انتظامی که بعدها مورد انتقاد وکلای محمد ثلاث قرار گرفت کاملا در این مورد قانونی و درست و بجا بوده است. بعلاوه باید توجه داشت در جرایم مشهود ضابطان به لحاظ قدرت و اختیار بیشتر در موضوع، تحقیقات مقدماتی را راسا انجام می‌دهند . و این بحثی که تمامیه حقوقدانان میدانند.همچنین باید توجه داشت بنابر رای دکترین حقوقی و رویه ی موجود از اختیارات ضابطان دادگستری در جرایم مشهود، ورود به منازل و اماکن مسکونی برای تفتیش و ضبط اشیاء و به‏طور کلی هرگونه اقدامی است، که برای جمع‌آوری ادله جرم و حفظ آن مناسب می‌باشد به عبارت دیگر در جرایم مشهود، ضابطان باید اقدامات و تحقیقاتی را که فوریت دارد، به عمل آورند و در این راستا و در صورت لزوم می‌توانند نسبت به ورود و تفتیش منازل، اماکن و اشخاص و نیز جلب اشخاص، حتی بدون اجازه مقام قضایی و به‏طور کلی نسبت به جمع‌آوری دلایل اقدام کنند و پس از حضور مقام قضایی، ‌که موظف هستند در اسرع وقت وقوع جرم را به اطلاع او برسانند، تحقیقات انجام شده را تسلیم وی نمایند . 
پس اینکه عده ای دائم بر طبل اصل برائت میکوبیدند و قصد خریدن وقت برای محمد ثلاث را داشتند،به بیراهه رفته اند. 

2.موضوع ماده ی 474قانون ایین دادرسی کیفری 

این ماده از این قرار است: ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری مقرر می کند  درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاه‌ها اعم از آنکه حکم مذکور به اجراءگذاشته شده یا نشده باشد در موارد زیر پذیرفته می‌شود :

الف- کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شود و سپس زنده بودن وی محرز گردد.

ب- چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه‏ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.

پ - شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکمی از مرجع قضائی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بیگناهی یکی از آنان احراز گردد.

ت- درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.

ث- در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.

ج - پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بیگناهی محکومٌعلیه یا عدم تقصیر وی باشد.

چ- عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.

ایشان در لایحه ی دادخواست اعاده دادرسی با تکیه بر بند چ ماده مذکور، دادخواست اعاده دادرسی داده اند. 
این دلیل با توضیح پیشین مطرود است، چه اینکه مجرمیت مجرم نزد مامورین دادگستری و مامورین انتظامی و عموم مردم در آن محل محرز و آشکار بود.در نتیجه نمیتوانسته ذیل بند چ این ماده قرار گیرد چه اینکه بند چ این ماده گفته است اگر عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد. 
اما اینکه ایشان به این بند از این ماده استناد کرده اند دو حالت دارد، اینکه با پاک کردن صورت مسئله (مانند انحراف اصل موضوع و تکیه بر اصل برائت و تطهیر محمد ثلاث ) قصد این را داشته است که جرم مجرم را پاک کرده و اتهامات محرز و مکشوف را از او بری کند، و یا اینکه مجرمیت ایشان را پذیرفته است اما قصد انحراف موضوع جرم او راداشته است. و این خود نشان از دفاع ایشان از حزب شیطان دارد.که میخواهند جرم و جنایت را تنزل داده و یا پاک کنند. 

علاوه بر آن ویدئوی تهدید های دراویش نیز موجود است، که مامورین انتظامی را تهدید کرده و از قبل به مامورین آلارم حمله وآشوب را داده بودند. http://yon.ir/NRp4q 
و این خود یکی از قرائنی است که میتواند ثابت کند دروایش قصد آشوب و حمله را داشته اند. 
شاید بگویند این ربطی به آشوب ندارد اما همان شب تا چند روز بعد، این آشوب رقم زده شد و فیلم های آن موجود است. http://yon.ir/u6erP 
نتیجتا این جرم غیر قابل انکار است، حالت عصبیت محمد ثلاث به مانند هم کیشان خود، به یک صورت بوده است آنان قمه کشی ، و اتش زدن اموال عمومی و وسایل شخصی مردم را انتخاب کردند، و محمد ثلاث و 2ماشین دیگر زیر گرفتن مامورین انتظامی ایران اسلامی را انتخاب نمودند. 
و این ها همه قرائن و شواهدی است که غیرقابل انکار بوده و تماما رخ داده است. بخصوص که بارها محمد ثلاث علت حملات خود را عصبانیت اعلام میکند ، و این همانند عصبانیت سایر دراویش در ویدئوی دوم است. 

3.ناقص بودن تحقیقات و تکیه بر ماده 123 آیین دادرسی کیفری 
ماده ی 123 ایین دادرسی کیفری اشعار میدارد: هرگاه برای کشف واقع و روشن شدن موضوع، تحقیق محلی یا معاینه محل ضرورت یابد و یا متهم یا شاکی درخواست نمایند، بازپرساقدام به تحقیقات محلی یا معاینه محل می‌کند . 
ماده ی مذکور زمانی کاراست که علاوه بر قصد کشف واقع و روشن شدن موضوع ، اقرار که اقوی دلیل و شاه دلیل ما میباشد، را نداشته باشیم! 
در حالی که موضوع به طور واضح معلوم است ، مشهود است و مکشوف است.علاوه بر آن استناد به این ماده یک نوع تحصیل حاصل است که محال میباشد. 
یعنی ما برای کشف موضوع و رسیدن به واقع ، معاینه محل میکنیم،درحالی که جرم مشهود بوده مکشوف بوده و محرز بوده است. و این به مانند آن است که یک کشف شده ای را دوباره کشف کنیم همچنین این استناد باطل است چرا که میخواهیم با یک دلیل ضعیفتر دلیل قوی تر را (اقرار و مشهود بودن جرم) را مخدوش سازیم درحالی که چنین کاری غیر عقلایی است. 
نتیجتا این دلیل نیز مخدوش است. 

4.عدم انگشت نگاری و تکیه بر ماده ی 123 آیین دادرسی کیفری 

این مورد نیز اخصِ ، مورد شماره ی 4بوده و با موانع عامه ی این مورد نیز دست به گریبان است. 
اما این نکته را نیز اضافه کنیم ، حضور و دستگیری مجرم در صحنه ی جرم خود یکی از بزرگترین قرائنی است که رقم خورده است. بعلاوه معاینه ی محل برای گرفتن اثر انگشت همانی است که اثار مشهود قلمداد میشود، و این آثار را زمانی میتوان معتبر دانست کهبزرگترین اثرِ جرم که حضور و دستگیری خود مجرم در حین ارتکاب جرم است را نداشته باشیم حال آنکه دلایل متقنی (مانند شهادت شهود و دستگیری و اقرار مکرر مجرم و...) که دال بر حضور ایشان در صحنه ی جرم و دستگیری ایشان در حین ارتکاب جرم دارد را در دست داریم. 

5.تیرخوردن راننده اتوبوس 
وکیل محمد ثلاث گفته بود شلیک گلوله های اسلحه شاتگان بر روی اتوبوس نشان از آن دارد که راننده اتوبوس یا باید میمرد، یا به آن گلوله اصابت میکرد، حال که چنین ادعایی میبایست اثبات شود. 
چه اینکه امر تصادفی را هیچگاه نمیتوان به قطعیت بر یکی از دو طرفش یا چند طرف از اطرفش سوق داد و بر آن رای داد. 
بعلاوه شلیک شاتگان نه به جهت کشتن مجرم که به جهت توقف آن است، خود ایشان نیز بارها متوقف شدن اتوبوس به وسیله ی این شلیک هارا متذکر شده است که نشان از تایید حرف های اینجانب دارد. 
و اینکه میگویند اثاری مشاهده نمیشود از شلیک گلوله بر بدن محمد ثلاث، نشان از داشتن قصد تطهیرمحمد ثلاث از جرم ارتکابی دارد چه اینکه گلوله ها از سمت شیشه ی راننده صورت نگرفته است بلکه از سمت شیشه دوم به اینطرف شلیک ها صورت گرفته است همچنین اثاری مانند زخم ها و شکستگی ها به خوبی معلوم کننده ی آن است که ایشان لا اقل تعداد زیادی از اثار موجودش را از تصادف ها و حرکت های دیوانه وارش با اتوبوس به هدیه برده است. 
و این خود نیز یکی دیگر از قرائنی است که میگوید ثلاث قاتل بوده است. 



6 .تکیه بر ماده 4آیین دادرسی کیفری 
ایشان میگویند اصل برائت نیز در مورد همراه داشتن یک گواهی نامه ی ماشین نیز جاری است و نمیتوان تنها به این سند گواهی نامه ی پایه یکم ایشان استناد کرد. 
ایشان میبایست بدانند که اگر چه نتوان به عنوان دلیلی قطعی از آن بهره برد، اما میتوان به عنوان یکی از قرائن مهم از آن مستفاد شد.در واقع این قرائن به همراه دیگر دلایل و قرائن مشهود و محرز میتوانند مجرمیت محمد ثلاث را به اثبات رسانده باشد. 
در خطوط اول از استفاده ی ایشان از اصل برائت نیز ، به کل استفاده ی ایشان از اصل برائت را در این مورد طرد کردیم و لازم است این نکته را نیز اضافه کنیم که اصل جایی کارایی دارد که خلافش اثبات نشده باشد، حال که میبینیم با دلایل متقنی که گفته ایم این اصل علاوه بر مطرود شدن، غیر قابل استفاده هم نیز میشود.چه اینکه مشهود بودن جرم ، اقرار های مکررمجرم( که دال بر تسلیم شدن ایشان در برابر حقیقت است ، به گونه ای که پذیرفته بودند که دیگر نمیتوان دروغ گفت چرا که این جرم به صورت قابل ملموس و محسوسی ، مشهود و مکشوف بوده است) و سایر دلایل گفته شده این اصل را بلا محل و بلا استفاده میکند. 

7 . و اما یکی از مهمترین ارکان دفاعیه ی ایشان بر بیگناهی محمد ثلاث(عدم انتساب آلت بزه به اقای محمد یاور ثلاث) 
ایشان در دادخواست اعاده دادرسی مدعی شده اند که اتوبوس اقای ثلاث بنزی نبوده است که دادستانی تهران گزارشش را داده است.بلکه یک اتوبوس اسکانیای شهاب است که منتاژ ایران است 
ایشان باید دقت کنند که اتوبوس 302 بنز هم منتاژ ایران دارد 
به تصویر زیر که از لینک رو به رو اخذ شده است توجه کنید: http://yon.ir/K9d9x 


این اتوبوس ها بنز 302 منتاژ ایران است که اگر رنگ آن را سفید کنیم درست به مانند آن اتوبوسی است که به مامورین حمله ور شده است. 
اما برای قطعیت بیشتر به اقرار مجرم نیز ارج اع میدهیم که آن نیز اتوبوس خود را بنز اعلام میکند. http://yon.ir/8thVu 
http://yon.ir/pw1YE 
با توجه به این ویدئو محمد ثلاث نیز خود اقرار نموده است که اتوبوس مورد نظر بنز بوده است. 
و این در تناقض با دفاعیات وکیل ایشان است. 

اما آنچه میتوان به وضوح دریافت این است که ایشان همواره تلاش داشته اند که ، محمد ثلاث را از گناه بزرگی چون قتل ، تطهیر کنند و این خود مولفه ای بزرگ از مولفه های باطل است که در مقابل با مولفه های حق قد علم کرده است. 
و به قطع آن کسانی که در هر منصبی از حق منحرف شدند بی آبرو شدند. چه اینکه فطرت آدمی و قاموس خلقت است که این بی آّبرویی را به منحرفانِ راه حق اهدا میکندو آنان را در هر عصری رسوا میسازد. 

پایان. 
سیدفرزام موسویان فرد _ پژوهشگر،محقق و تحلیلگرمسائل حقوقی( حقوق بشر و حقوق بین الملل، 
حقوق جزا و جرم شناسی، حقوق خصوصی و حقوق سیاسی) _

((کپی برداری با ذکر منبع بلا مانع است))

 

نویسندهو تحلیلگر:سید فرزام موسویان فرد

منتشر شده در چهارشنبه, 17 مرداد 1397 14:50

به ما بپیوندید

سایت حقوقی


سایت حقوقی


سایت حقوقی

آخرین خبر

logo-samandehi

کپی برداری بدون ذکر نام منبع از این وب سایت پیگرد قانونی دارد.

تمامی حقوق این سایت برای سایت دیده بان هشتم محفوظ می باشد طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت