سایت حقوقی،پایگاه خبری دیده بان هشتم

پایگاه خبری دیده بان هشتم سایت حقوقی و ارایه دهنده تمامی اخبار حقوقی در دنیای وب می باشد

سایت حقوقی

چهارشنبه, 22 آبان 1398-

مفهوم‌شناسی فقه‌القضاء

سایت حقوقیدیده بان هشتم : آنچه پیش‌روی خوانندگان روزنامه «حمایت» قرار دارد، مباحثی برگرفته از دروس خارج فقه آیت‌الله رشاد است که تحت عنوان «فقه القضاء» (و به تعبیر مناسب‌تر فقه السلطة القضائیة)، روزهای فرد، در حوزه علمیه امام رضای تهران ارايه می‌شود. نظر به ویژگی‌های این سلسله دروس و شامل بودن مباحث آن بر مسائل و موضوعات جدید و کاربردی قضایي، انعکاس و انتشار آن، می‌تواند نقش بسزایی در تحقق اهداف تحولگرایانه‌ قوه‌قضاییه و آشنایی قضات جوان و دیگر عوامل درگیر فرایند دادرسی، با مباحث فقه‌القضاء ایفاء کند. 

این دروس از ویژگی‌هایی مانند مفهوم‌شناسی کلمات کلیدی پرکاربرد در فقه‌القضاء (مبادی تصوریه) در آغاز هر یک از ابواب؛  بررسی اجمالی مبانی نظری فقه‌القضاء قبل از ورود به مباحث فقهي (مبادی تصدیقیه)؛ ارائه تحلیل و طبقه‌بندی جدیدی از قواعد فقهیه و بررسی قواعد مربوط به هر یک از ابواب فقه‌القضاء در آغاز باب، و نیز ارائه‌ برخی قواعد فقهیه‌ جدید؛ بررسی اخلاق فرایند دادرسی و آداب‌القضاء، حسب مناسبت در ابواب مختلف؛ ارائه‌ ساختاری ابتکاری برای مباحث فقه‌القضاء، به‌مثابه دانشی مستقل و منطبق بر سازمان قوه‌‌قضاییه و فرایند دادرسی و نیز  تالیف و ارائه تدریجي متن مباحث به عربی توسط استاد، به موازات ارائه‌ دروس، و تولید موسوعه جامع فقه‌القضاء برخوردار است.

 فن اول: مبادی فقه‌القضاء 
درس اول: مفهوم‌شناسی فقه القضاء/ تعریف فقه و تعریف قضا

بِسمِ الّلهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
پیش از ورود به مباحث اصلي فقه‌القضاء، اجمالا به تبیین برخی نکات مقدماتی (که ما از آنها به مبادی فقه‌القضاء تعبیر می‌کنیم) می‌پردازیم .
مهمترین مبادی فقه‌القضاء عبارت از تعریف فقه‌القضاء، موضوع فقه‌القضاء، ساحت و ساختار آن، غایت فقه‌القضاء، هویت معرفتی فقه‌القضاء و جایگاه فقه‌القضاء در جغرافیای نظام‌های فقهی، ساختار فقه‌القضاء و هندسه صوری آن است.

 نکته اول: تعریف فقه‌القضاء
مفهوم‌شناسی ترکیب فقه‌القضاء
اولین نکته این که مراد از «فقه‌القضاء» چیست؟ ترکیب «فقه‌القضاء»، ترکیب اضافی است و برای تبیین معنای آن می‌بایست نخست بر روی دو کلمه «فقه» و «قضاء» تمرکز و سپس معنی مرکب را تبیین کرد.

 معنی کلمه فقه 
واژه فقه به معنی «فهم دقیق» است، اما در اصطلاح فقه را عبارت دانسته‌اند از: «الْعِلْمُ بِالْاحْکامِ الشَّرعِیَّةِ الفَرْعِیَّةِ عَنْ ادِلَّتِهَا التَّفْصِیلِیَّةِ» علم به احکام فرعی شریعت از روی دلایل تفصیلی آن. اما ما فقه را عبارت می‌دانیم از: «مجموع قضایا متراکبة حصلت مِن بذل وسع مَن له أهلیّة الإستنباط، بإستخدام نسق منهجي معتبر عنده، بدعوی کشف مشیئة الله التشریعیة.» مجموعه‌ای از قضایای انباشته‌ای که از بذل وسع فرد برخوردار از صلاحیت إستنباط، با إستخدام دستگاه روشگانی معتبر، به انگیزه کشف مشیئت تشریعی الهی فراهم آمده باشد. می‌توان فقه را به عبارت زیر نیز تعریف کرد: «مجموع قضایا متراکبة تحصل مِن إستخدام منهجة معتبرة عند اصحاب مدرسة من المدارس الإسلامیّة، بدعوی کشف مشیئة الله التشریعیة تماماً.» البته این دو تعبیر تعریف اصطلاحی پسینی فقه قلمداد می‌شوند، تعریف پیشینی فقه (یعنی تعریف فقه مطلوب) با تعریف اصطلاحی پسینی آن (یعنی تعریف فقه موجود) تفاوت می‌کند. تعریف فقه مطلوب از نظر ما عبارت است از: «نظام سلوکيّ شمولي یشتمل علی نُظُم سلوکيّة فرعیّة مختلفة، یُستنبَط مِن مصادر التشریع الإسلامي بإستخدام منهج معتبر شرعاً، تنظیماً لشؤون ساحات حیاة الإنسان، من حیث الحقوق و الواجبات.» فقه نظام زیستی جامع مشتمل بر نظام‌های فرعی است که از منابع اسلامی با کاربست روش معتبر شرعی استنباط می‌شود، برای تدبیر عرصه‌های حیات بشر از جهت حقوق و تکالیف.

 معانی کلمه «قضاء»
اما کلمه «قضاء» از جهت لفظی در زبان فارسی غالبا به صورت مقصور (کوتاه و بدون همزه) تلفظ می‌شود و در عربی هم، گاهی همانند تلفظ فارسی قرائت می‌شود، ولی تلفظ صحیح آن به نحو ممدود و کشیده است.  

باید توجه داشت که اهل لغت عرب کلمه «قضاء» را با همین هیأت به کار برده‌اند و کاربرد کلمه قضاوت در عربی رایج نیست. هر چند در محاورات و حتی در لسان برخی اعاظم واژه قضاوت نیز استعمال می‌‌شود.
اصحاب علم لغت برای کلمه «قضاء»، معانی گوناگونی را در کتب لغت ذکر کرده‌اند. این معانی هم شامل معانی موضوع له (قراردادی و تعیینی) و هم شامل معانی که در اثر فراوانی کاربرد (استعمالی و تعینی) ایجاد شده است، می‌شود. معانی از قبیل قطع، فصل، حکم، حتم، علم، اعلام، امر، خلق، صُنع، فعل، اداء، قول، بیان، اتمام، فراغ، مٌضیّ، از جمله موارد مذکور در کتب لغت است. چنان که گفتیم، برخی از این معانی، معادل و برابر نهاد معنای اصطلاحی واژه قضا هستند و برخی دیگر معانی استعمالی هستند نه وضعی1.
در قوامیس و لغتنامه‌ها این جملات و عبارات در بیان معانی و کاربردهای ماده قضا آمده است: قَضَاءُ الشِّئ: اِحکامُه و اِمضائُه؛ یعنی محکم کردن چیزی، تأیید چیزی./ قَضَی: مَاتَ؛ مُرد، درگذشت. / «مَن قَضَی نَحبَه»: قَضَی عَلَیه عَهدَاً اَیّ اَوصَاه و اَنفَذَه؛ عهدی را بر او قضا کرد یعنی به او توصیه کرد. سفارش کرد یا بر عهده او گذاشت. / قَضَی اِلَیه: اَیّ اَنهَاه: او را بازداشت / قَضَی غَریمَه وَ دَینَه: اَدَّاه؛ یعنی بدهی و دینش را ادا کرد./ سَمٌّ قَاض: ای قاتل سم قاض، سم قاضی یعنی سم کُشنده و مُهلک.

 تحلیل زبان‌شناختی معنای ماده «قضا»
در غالب این کاربردها یک عنصر وجود دارد و آن قطعیت است. اینکه «قضاء» به معنای قطع می‌آید واضح است و در مواردی که به معانی «فصل»، «حکم»، «حتم»، «علم»،  می‌آید یک جوهر قطعیت و حتمیت در آن نهفته است. 

به طور مثال در جایی که انسان علم دارد یعنی قاطع است و یقین دارد. و همینطور است در کاربردهای دیگر. از این جهت است که گفته‌اند: قاضی می‌بُرد، تمام می‌کند و سخن او قطعی است. و حتی بعضی در معنای لغوی واژه گنجاندند که نباید با حکم قاضی مخالفت شود و کسی حق نقض حکم قاضی را ندارد چراکه قطعی و تمام است و فقهاء هم غالبا این‌گونه فتوا می‌دهند که کسی حق ندارد حکم قاضی را نقض کند و یا حتی بعضی بر این باورند که ولی امر هم نمی‌تواند حکم قاضی را نقض کند تا چه به رسد به رییس قوه‌قضاییه.
بنابراین شاید عنصر جوهری قطعیت و حتمیت آن معنای اصلی و کانونی کلمه و ماده «قضی» و همچنین معانی که به عنوان معادل و مقارب و مقارن آن ذیل این کلمه قرار گرفته است، باشد.

 کاربرد معنایی ماده «قضاء» در قرآن
در قرآن کریم و همچنین احادیث، کلمه «قضاء»، کم و بیش به همین معانی استعمال شده است. این ماده و مشتقاتش در قرآن کریم بسیار پرکاربرد است و در آیات فراوانی به کار رفته است، که به طور گذرا به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم. 

خدای متعال می‌فرماید: «إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُون2»‏ یعنی وقتی خداوند اراده قطعیه داشته باشد و یا حکم قطعی و یا حکم تکوینی بفرماید، حتمی و تخلف‌ناپذیر است که دلالت بر حتمیت و قطعیت دارد. 
در آیه شریفه دیگری می‌فرماید: «إنَّ رَبَّكَ يَقْضي‏ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فيما كانُوا فيهِ يَخْتَلِفُون3»  در این آیه مبارکه اشاره به معنای حکم کردن و فیصله دادن دارد، «یقضی»، یعنی حکم می‌کند و فیصله می‌دهد. 
و نیز در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليما4»، یعنی بعد رسول ما! از آن که به شما مراجعه کردند و قضاوت فرمودی، دیگر در دلشان چیزی نیست و  آن را قطعی می‌انگارند، کاملا در قبال حکمی که تو کردی تسلیم‌اند. و همچنین در فقره دیگری می‌فرماید: «فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ5» یعنی مرگ را برای او قطعی کردیم، یعنی: حتمنا علیه‌الموت. و امثال این آیات. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

پی نوشت ها:
1- ر.ک: جوهری، ابونصر، الصحاح، بیروت، دارالعلم، ج 6، ص 2463؛ احمد ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، قم، مکتب الاعلام، الاسلامی، بی چا، 1404 ق، ج 5، ص 99؛ فیروزآبادی، محمد ابن یعقوب، القاموس المحیط، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 4، ص 378؛ صاحب ابن عباد، اسماعیل ابن عباد، المحیط فی اللغه، بیروت، عالم الکتاب، چ اول، 1414 ق، ج 5، ص 462

2- آل‏عمران/ 47
3- یونس/ 93
4- النساء / 65
5- سبأ /14

 حمایت

منتشر شده در یکشنبه, 28 مهر 1398 09:48

به ما بپیوندید

سایت حقوقی


سایت حقوقی


سایت حقوقی

آخرین خبر

logo-samandehi

کپی برداری بدون ذکر نام منبع از این وب سایت پیگرد قانونی دارد.

تمامی حقوق این سایت برای سایت دیده بان هشتم محفوظ می باشد طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت طراحی سایت